دلنوشته برای پدر فوت شده + متن های احساسی برای نبود و درگذشت پدر عزیزم

0
43


دلنوشته برای پدر فوت شده + متن های احساسی برای نبود و درگذشت پدر عزیزم

متن بلند در مورد پدر فوت شده

در این مطلب زیباترین متن های گلچین شده در مورد درگذشت پدر و دلنوشته های احساس دلتنگی در فقدان و نبود پدر عزیز را آماده کرده ایم.

پدر از دست رفته ام!

هرگاه به تو فکر می کنم، آرام می شوم. دلم می خواهد تا برای تو بنویسم و به دست فرشته ها بسپارم تا برای تو بیاورند. جملاتم را می نویسم و با آمدن سر مزارت می خوانم. تو کجا هستی؟ آیا در آرامگاهت هستی؟ یا در قاب عکسی که هر زمان دلم برای تو تنگ می شود، آن را بوسه باران می کنم.

دوست دارم برایت بنویسم و با تو صحبت کنم تا شاید اندکی از دلتنگی ام کم شود. اما پدر از دست رفته ام، تو را به جان مادر قسمت می دهم با من حرف بزن. برای آرامش یافتنم، صدای تو را می خواهم. دل می خواهد چیزی از من درخواست کنی تا بگویم: چشم! دلم می خواهی سراغی از من بگیری ولی افسوس نمی گیری. باور نمی کنم که دیگر نمی توانم صدای تو را بشنوم.

هر گاه پیرمردهایی که تسبیح به دست گرفتند را می بینم، با یاد تو می افتم، که همیشه تسبیح می گرداندی و می گردانی. من می گفتم: بابا، تسبیحت را به من بده تا با آن ذکر بگویم. تو می گفتی: با انگشتانت ذکر بگو. بابا دستانت را به من بده، دلم می خواهد با انگشتان تو ذکر بگویم.

گاهی ناگهان از جا بلند می شوم و بهانه تو را می گیرم. به اتاق خالی تو می روم و کتابهایت را که روی آنها خاک نشسته است، می بینم، من به اندازه ذره ذره گرد و غبار هزاران بار غصه و اندوه می خورم. چقدر دلم می خواهد اینجا بودی و برای من کتاب می خواندی. آنجا که لقمان به پسرش نصیحت می کند که پدر و مادر را سپاسگزاری کن و من به خاطر تو شکرگزاری کنم و از تو بابت همه چیز تشکر نمایم.

***

راحت نوشتیم بابا نان داد

بی آنکه بدانیم بابا چه سخت

برای نان همه جوانی و عمرش را داد

***

دلنوشته برای پدر فوت شده

پدر جان یاد آن شب‌ ها که ما را شمع جان بودی

میان نا امیدی ‌ها چراغ جاودان بودی

برایت زندگی کردن اگرچه رنج و سختی بود

بنازم همتت بابا صبور و مهربان بودی

***

همیشه مونس و یاورم پدرم بود

به وقت رنج غمخوارم پدر بود

چو پروانه اگر بال ‌و پرم سوخت

ولی شمع شب تارم پدر بود

***

گل های بهشت سایبانت بابا

یک دسته ستاره ارمغانت بابا

دیگر چه کسی چشم به راهم باشد

قربان نگاه مهربانت بابا

***

متن دلتنگی پدر فوت شده

پشتم به تو گرم بود

و قلبم به صدایت …

تو بگو من بی تو

با غم دنیا چه کنم؟

***

دلنوشته برای پدر فوت شده

همیشه مونس و یاورم پدرم بود

به وقت رنج غمخوارم پدر بود

چو پروانه اگر بال وپرم سوخت

ولی شمع شب تارم پدر بود

***

تنهایی همین است

تکرار تلخ زندگی بی تو

شاید که بدانی …

سخت است نفس کشیدن بی تو

***

جملات غمگین برای درگذشت پدر

بابا

تو را کم داشتن چیز کمی نیست

بی تو تمام بهارها پاییز است

تمام عیدها عزا

**

دلنوشته برای پدر فوت شده

پدر

نیستی که ببینی هنوز فرزندان تو گاه و بیگاه با یاد شیرین سخن‌های تو

ایام می‌گذرانند

نیستی اما گونه های فرزندان تو هنوز عصرهای پنجشنبه نم آلود و غصه دار است

آخر چگونه می‌شود از یاد برد آن همه مهربانی و صبوری را؟

***

باورم نیست که دیگر نشنوم آوای تو

یا نبینم روی ماه و قامت زیبای تو

سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم

بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو

***

به راستی که چه زود دیر میشود …

پدرم همیشه بود و من قدر ندانستم

حالا نیست و من در نبودش بیقرارم

***

دلنوشته برای پدر فوت شده

غم مرگ پدر کوچک غمی نیست

جگر می‌سوزد و درد کمی نیست

پدر زیبا گل باغ وجود است

که بی او زندگی جز ماتمی نیست

***

متن احساسی فرزند دختر برای پدر فوت شده

صد بار خدا مرثیه خوان کرد مرا

در بوته صبر امتحان کرد مرا

هرگز نشکست پشتم از هیچ غمی

جز مرگ پدر که ناتوان کرد مرا

***

سلامت می کنم بابا

جوابم میدهی یا نه؟

غریب افتاده ام بابا

تو یادم می کنی یا نه؟

دعا در حق من کردی

هنوزم میکنی یا نه؟

اگر بد کرده ام بابا

جوانی بود و نادانی

نمیدونم که آیا تو

حلالم کرده ای یا نه ؟

***

پدر عزیزتر از جانم!

قاب عکست از آن بالا به من لبخند می‌زند. می‌گویم: خدا جان! اجازه بده که فقط یک بار دیگر صدایش را بشنوم و یک بار دیگر او را در آغوش بگیرم. فیلم‌هایی که از تو ضبط کرده‌ام را می‌گذارم. اشک می‌ریزم و صفحه نمایش را در آغوش می‌گیرم.

می‌ترسم کسی سر برسد و بگوید که دیوانه شده‌ام اما من فقط دلتنگم. دلتنگ کسی که پشت و پناهم بود. دلتنگم برای او که تا بود، نمی‌دانستم امنیت و بخشش و مردانگی همه با او معنا می‌شود. کاش می‌شد فرصت‌های رفته را جبران کرد، کاش می‌آمدی و من می‌گفتم که دیگر قدر تو را می‌دانم. آن‌وقت به جای این همه خیرات برای تو هدیه‌ای می‌خریدم.

حالا که جسم تو اینجا نیست، سعی می‌کنم خاطراتت را زنده کنم؛ غرور و نجابت، پاکی و صفای قدم، سنگینی سکوت و نگاه‌های نافذ تو را به خاطر می‌آورم و ریز ریز مثل بارانهای طولانی و بی‌شتاب ساعت‌ها اشک می‌ریزم.

اگر کسی اشک‌هایم را دید، به من می‌گوید که باید صبر کنم. چه می‌گویند؟ در مرگ تو صبر؟ این تو بودی که به من صبر را یاد می‌دادی، حالا که تو نیستی، چه کسی به من از صبر بگوید تا حرفش را باور کنم؟ نیشخند می‌زنم. خون از چهارگوشه جگرم می‌چکد اما در ظاهر صبر می‌کنم و اشک‌هایم را از دیگران پنهان می‌دارم.

***

جملات و دلنوشته فرزند پسر برای پدر درگذشته

چه سخت است در دل گریستن

و سخنی بر زبان نراندن

چه سخت است بدون او زیستن

و چهره پرمهر خندان، باصفا

و صمیمی او را در خاک جستن

چه سخت است …

***

دلنوشته برای پدر فوت شده

چه غم انگیز است

گذراندن دقایق بدون حضور تو پدر

حرفهام رو میشنوی ؟

بغض نبودنت هیچ جا خالی نخواهد شد

حتی اگر از چشای ناقابلم خون بباره

***

بابا جان!

قلبم خالی است. مرگ تو با تهی شدن وجود من برابر بود. انگار چیزی را گم کرده‌ام و آن چیز تو هستی. ندیدن و نبودن تو برایم سخت است. دیگر منزل پدری برای من چه معنی می‌تواند داشته باشد؟ وقتی تو نیستی تا باغچه ها را آب بدهی؟ تو نیستی تا در را به روی ما باز کنی و ساکت و آرام یک گوشه بنشینی و بازی بچه‌ها را نگاه کنی.

خانه خالی است، قلب ما خالی است و تک‌تک سلول‌های بودن ما درد می‌کند. حالا دیگر من از چه کسی سراغ بچگی‌هایم را بگیرم؟ خاطره اولین کفش‌هایی را که برایم خریدی، چقدر دوست داشتم. یک بار دیگر تعریفش کن. فقط من بودم و تو. خودمان دو تا رفتیم. چقدر خوب بود.

یک خاطره‌ای هم داشتی که همیشه از بچگی من تعریف می‌کردی و به من می‌خندیدی. چقدر عصبانی می‌شدم از دستت. حالا بیا و آن خاطره از کارهای بچگانه مرا هزار بار بگو. دیگر نه از عصبانیت سرخ می‌شوم و نه خجالت می‌کشم، لبخند می‌زنم و به آهنگ صدای تو گوش می‌دهم و ذوق می‌کنم.

دوست دارم بگویم: بابا و تو بگویی: جان بابا؟ آن‌وقت بدانم که سر حال و خوشحال هستی. آن وقت خودم را برایت لوس کنم.

بابای خوبم! دیشب توی خواب گریه کردم. بیدار که شدم، گفتند اسم تو را صدا می‌زدم. دلم می‌خواهد پیش من باشی و مرا در پناه خودت بگیری. وقتی می‌خوابم تو را می‌بینم. چقدر خوابیدن را دوست دارم.

***

بابا بدون تو عید معنایی نداره
خسته شدم از اینکــــه تنــــــــــــــــــــهایی بشینم
تو کنج اتـــــــــــاقم هی عکســـــــــــــــــاتو ببینم
.
خسته شدم و می خــــــــوام یــــادم بره هستم
من از هـــــــمه دنیـــــــا دلگیــــــــــرم و خسته م
.
این عیـــــــد و نمی خـــــــوام، من عیـــدی ندارم
این عیــــــــــــــد واســـــــــــــــــه من روز عــــذابه
.
عیــــــــــدم مثل هر روز ، هر روز مثل دیــــــــــروز
من حــــــــــــــــــال دلم خیلی خـــــــــــــــــــــرابه
.
احســـــاس می کنم دارم دق می کنم اینـــــجا
این خـــونه یه زنــــــــــــدونه این خـــونه و هر جا
.
هر جا کــــه نشـــــــــونی از تو اونجـــــــــــا نباشه
دق مــرگـــ شدم و می خوام این دنیـــــا نباشه
.
احســــــــاس می کنم دیگه هیچ راهی نـــدارم
من موندم و تنــــــــــــــــــــــهاییم با این دل زارم
.
می ســـوزم و می ســازم من هیچی نمی گم
اما عزیزم عیـــــــــــــــــــــدو تبریکــ به تو می گم

منبع : روزانه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید