خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۳۳۴

0
13

به گزارش آمد خبر (amadkhabar.ir) :


خلاصه داستان سریال ترکی گودال قسمت ۳۳۴

در این مطلب خلاصه قسمت ۳۳۴ سریال گودال را برای شما عزیزان آماده کردیم ، امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید .

سریال گودال قسمت 199

سریال گودال قسمت ۳۳۴

جومالی پیش آکین می رود و از او می پرسد شبی که سلیم کشته شد دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ آکین می گوید که شخصی به نام جمیل با سلیم تماس گرفت و او هم از ماشین پیاده شد تا سراغ جمیل برود.

جومالی به قهوه خانه می رود و جوانها را جمع می کند و رو به آنها می گوید:« سلیم شبا زیاد بیرون می رفت. کسی هست اونو به جایی رسونده باشه و بدونه معمولا کجا می رفت؟» کسی پاتق سلیم را نمی شناسد.

متین به جومالی می گوید:« شاید نگهبانهای بارها که از بچه های خودمونن داداش سلیمو جایی دیده باشن.»

جومالی دستور می دهد که از نگهبانها پرس و جو کنند و اگر کسی چیزی درمورد شخصی به نام جمیل یا جایی که آخرین بار سلیم رفته بود می داند بگوید.

رمزی از پشت در قهوه خانه پنهانی اینها را می شنود و فرصت را برای پول در آوردن مناسب می بیند و به چاعتای زنگ می زند و می گوید:« جومالی کوچوالی رو می خوای آقا چاعتای؟»

صبح گولکان در راهروی خانه با اگدای و چنگیز رو به رو می شود. اگدای و چنگیز با دیدن او اخم می کنند.

چنگیز سر او داد می زند و می گوید:« ما اینجا با جونمون سر و کله می زنیم و تو معلومه کدوم گوری هستی؟»

گولکان می گوید:« تو خودت هیچ کاری رو دست من نمی سپری. نتیجه ش هم اینه که داری با ارازل اوباش سر و کله می زنی.»

چنگیز از اینکه گولکان از ماجرا خبر دارد جا می خورد و گولکان ادامه می دهد:« زندگی من با اون ارازل یه جا می گذره. همه جا داستان جنگ بین تو و کوچوالی هاست. حالا تو هی به نگاه کردن از بالا به پایین به اون ارازلی که مثل مورچه می بینیشون ادامه بده تا یه روز همون مورچه ها زیرتو خالی کنن. »

چنگیز از حرف او خوشش می آید و از گولکان می خواهد که لباس مرتب بپوشد و به شرکت بیاید. گولکان قبل از هر چیز سراغ سرن می رود تا در جریان اتفاقاتی که در نبودش افتاده قرار بگیرد.

چنگیز به سمت شرکتش حرکت می کند و در راه یاماچ و جوانهای گودال ماشین او را محاصره می کنند، لاستیک ماشینش را پنچر می کنند و سوییچ را از راننده می گیرند.

چنگیز شیشه ی ماشین را پایین می دهد و با غرور و خونسردی به یاماچ می گوید:« تو پسر خاصی هستی. من می خواستم تو رو وارد بازی بزرگا کنم و برای این کار لازم بود قبل از هر چیز به فکر خودت باشی اما تو به همه کس و همه چیز غیر خودت فکر می کنی. تو مسیر اشتباهی هستی و تاوان اشتباهات رو به زودی پس می دی.»

یاماچ با نفرت به او خیره شده و فقط می پرسد که چاعتای کجاست؟ چنگیز لبخند می زند و می گوید که اگر می تواند چاعتای را پیدا کند.

یاماچ چنگیز را با کارخانه هایش تهدید می کند و می رود. چنگیز هراسان از ماشین پیاده می شود تا خودش را به کارخانه داروسازی برساند و با اگدای حرف بزند و مانع از اسیب رسیدن به کارخانه شود.

او سر راننده و محافظانش غر می زند و آنها را لعنت می کند و از همانجا سوار یک تاکسی می شود تا خودش را به کارخانه برساند.

اما راننده ی تاکسی جومالی است که تغییر چهره داده و چنگیز را قبل از اینکه بتواند با اگدای حرف بزند بی هوش می کند.

سلطان به خانه ی داملا می رود تا با او حرف بزند و از او بخواهد که پیش جومالی برگردد.

داملا وقتی می شنود که سلیم مرده است گریه اش می گیرد و سلطان را بغل می کند و می گوید که اگر خبر داشت هرگز آنها را تنها نمی گذاشت. او با سلطان به خانه ی کوچوالی ها برمی گردد.

وقتی گولکان به شرکت می رسد و آشفتگی اگدای را می بیند از او می پرسد که چه اتفاقی افتاده. اگدای می گوید که پدرشان را دزدیده اند.

گولکان خنده اش می گیرد و از محافظ پدرش شاهین می پرسد:« چک کردین ببینین گوشی بابام آخرین بار کجا آنتن داده؟»

شاهین می گوید نه و گولکان برای تنبیه کردنش یکی از انگشتان او را قطع می کند و می گوید:« حالا برو چک کن ببین گوشیش آخرین بار کی آنتن داده و اگه کارتو درست انجام بدی انگشتتو بهت برمی گردونم.»

شاهین کاری که گولکان گفته را انجام می دهد و آدرس محدوده ای که باید در آنجا دنبال چنگیز بگردند را به او می دهد.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان  سریال گودال قسمت ۳۳۴ لذت برده باشید. در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال گودال قسمت ۳۳۵ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم .

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید