خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت ۷۲

0
26

به گزارش آمد خبر (amadkhabar.ir) :


خلاصه داستان سریال ترکی وصلت قسمت ۷۲

سلام همراهان عزیز در این بخش خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۷۲ را برایتان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه آن لذت ببرید.

سریال وصلت قسمت ۷۲

بعد از این که سکوت و قیافه گرفتن های امینه طولانی می شود، آلتان طاقت نمی آورد و می پرسد: «من کاری کردم که باعث شده حس کنین بهتون بی احترامی شده؟ »

امینه می گوید: « چیزایی هستن که حتی اگه بخوام بهتون بگمش بازم درکش نمیکنین. »

آلتان با مهربانی می گوید: «ولی اگه امتحان کنین اندازه شما که فکر میکنین احمق نیستم. »

امینه کلافه می شود و می گوید: «شما برین اینارو به دایی من بگین باشه؟ » و از پیش او می رود.

منتقدان لباس در مورد فریده غیبت می کنند و در مورد این که مارک معروفی آمده و با طراح بی تجربه ای مثل او کار می کند صحبت می کنند و می گویند که ممکن است به شرکت و برندشان ضرر بزند.

یکی از منتقد ها با افاده می گوید: «اگه طرح هاش هم مثل لباس پوشیدنش باشه وای به حالشون! » همان موقع فریده با ظاهری آراسته و زیبا روی سن می رود که چشم همه را مات و مبهوت به خودش می کند.

نهیر هم از دیدن او حرص می خورد و پریهان با لبخند موذیانه از او می خواهد که آرام باشد اما نهیر فورا به پایین می رود تا آیسون را پیدا کند و مطمئن بشود که کار فریده را خراب خواهد کرد که سرپیل مانعش می شود و می گوید: «اگه دنبال آیسون خانم میگردین نیست! »

سرپیل ساعتی پیش مدلی را که آیسون مجبورش کرده بود تا کار فریده را خراب کند پیدا کرده و مانعش شده بود!

سرپیل نهیر را تهدید می کند که بعد از این شو همه چیز را به عزیز خواهد گفت، نهیر با عصبانیت بازوی سرپیل را می چسبد و می گوید: «اگه این کارو کنی بد میبینی! »

و سرپیل را ندانسته از بالای پله ها هل می دهد. سرپیل بیهوش روی زمین می افتد و نهیر با ترس و لرز از او فاصله می گیرد.

سلطان از گلتن می خواهد او را به دستشویی ببرد. همان موقع هم فائق و حصیبه و آنیتا از راه می رسند و آنیتا از کرم می خواهد او را به دستشویی ببرد.

از طرفی فیرات اسلحه به دست و پر از خشم وارد شوی لباس می شود تا سراغ کرم برود.

پریهان به یکی از خدمتکاران انجا اشاره می زند تا نوشیدنی زهرآلود را به دست فریده بدهد.

خدمتکار هم همین کار را می کند و فریده جرعه ای از آن را می نوشد. پریهان با نگاهی پیروزمندانه به او چشم می دوزد.

تحسین هم از راه می رسد و با دیدن فریده روی سن دوباره جا می خورد. او بالا می رود تا از پریهان بپرسد فریده کیست که چشمش به فائق و حصیبه می افتد.

آن دو هم با دیدن تحسین جا می خورند و فائق قلبش درد می گیرد و روی زمین می نشیند. حصیبه به سمت تحسین حمله می کند و یقه اش را می چسبد و می گوید: «میکشمت تحسین! »

تحسین می گوید: «آروم باش وگرنه تورو هم همراه خودم میسوزونم! »

بعد از این که مانکن ها یکی یکی روی سن راه می روند و همه با تحسین شوی لباس فریده را نگاه می کنند، عزیز روی سن می رود و فریده لیوان آبش را به دست او می دهد!

پریهان و نهیر با دیدن این صحنه، وحشت می کنند و از ترس به خود می لرزند.

عزیز سخنرانی طولانی ای در مورد داستان سیمرغ که فریده از آن برای مجموعه اش الهام گرفته صحبت می کند و به فریده افتخار می کند و در آخر تمام لیوان را سر می کشد!

عبدالله وقتی صالح و بقیه با شطرنج عرفا مشغول هستند از جایش با نگرانی بلند می شود و می گوید: «انا و لالله انا الیه راجعون… »

صالح مهره را می اندازد و آن را روی کلمه ی برزخ می نشاند و با نگرانی می گوید: «دوباره تو برزخیم. » همان موقع مردی می آید و جعبه را روی شطرنج می گذارد و مهره را زمین می اندازد.

فریده کم کم حالش بد شده و حس خفگی به او دست داده اما سعی می کند حفظ حفظ ظاهر کند که عزیز دستش را به سمتش دراز می کند تا فریده را هم به روی سن دعوت کند اما ناگهان زهر توی بدنش اثر می گذارد و لیوان از توی دستش روی زمین می افتد و عزیز هم همراه فریده روی زمین می افتد.

از طرفی فیرات به کرم می رسد و مقابل چشمان سلطان به او شلیک می کند. همه ی جمعیت با شنیدن صدای شلیک پخش و پلا می شوند.

فریده روی زمین می افتد و چشمانش را می بندد، عزیز هم در حالی که سعی می کند خودش را به او برساند، بی حرکت روی زمین می افتد.

امیدواریم از مطالعه  خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۷۲ لذت برده باشید ؛ در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه داستان سریال وصلت قسمت ۷۳ مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید