خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) قسمت ۵۳

0
29

به گزارش آمد خبر (amadkhabar.ir) :


خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن (عشق مشروط) قسمت ۵۳

همراهان عزیز با سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۳ همراه شما هستیم

امیدواریم از مطالعه این بخش لذت ببرید.

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت 2

سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۳

ادا خیلی نوشیده و وقتی برای خواندن روی سن می رود، درست همان موقع سرکان هم خودش را می رساند و محو خواندن ادا می شود.

ادا هم از دیدن او جا می خورد اما در حالی که نمی تواند چشم از او بردارد به خواندنش ادامه می دهد.

بعد از این که از روی سن پایین می آید به سمت سرکان می رود و می پرسد: «سرکان تو ماشین تو یه چیزی به من گفتی. گفتی همه چیزمو میدم تا این لحظه بمونه. چرا گفتی؟ »

سرکان کمی فکر می کند و می گوید: «چون هنوز فکر میکردی عاشق همیم و من برای این که ذهنت اون لحظه بیشتر از این درگیر نشه، به بازی ادامه دادم. »

ادا می گوید: «باورت نمیکنم سرکان. چون از من جدا شدی ولی یه دلیلی داره. من بالاخره اون دلیل رو پیدا میکنم. »

آلپ تکین به خاطر این که هنوز هم سرکان او را نبخشیده ناراحت است. آیدان کنارش می نشیند و سعی می کند آرامش کند.

آلپ تکین می گوید: « سرکان از این خونه میره چون همه چیز این خونه ادا رو برایش یاداوری میکنه. ولی تو میتونی امتحان کنی از این خونه بری بیرون. فقط به خاطر سرکان نیست. به خاطر من و خودت این کارو بکن. » آیدان هم با نگرانی قبول می کند.

انگین از پیرل درخواست رقص می کند و وقتی جرن می گوید: «منم دلم میخواد برقصم. » ادا فورا می گوید: «افه از جرن درخواست کن. » افه هم قبول می کند و آنها با هم مشغول می شوند.

اردم هم نزدیک فیفی می رود تا از او درخواست رقص کند اما فیفی خیلی جدی به او می گوید: «فکرشم نکن! »

ادا به سرکان نزدیک می شود و سرکان می گوید: «ممکنه ما جدا شده باشم اما با افه هرکاری میخوای بکنی، جلوی من این کارو نکن. »

ادا می گوید: «دردت اینه؟ که بقیه چی میکن؟!تو واقعا یه ربات بی احساسی. »

و پشت به او می کند که برود، سرکان بازویش را می چسبد و می گوید: «ادا بیا برقصیم. » و دستش را دور کمر او حلقه می کند. ادا هم قبول می کند و در حالی که لبخند می زند شروع به رقص با سرکان می کند.

صبح که ادا چشمانش را باز می کند تازه یادش می افتد که با سرکان شب را رقصیده و از دست خودش حرص می خورد.

افه در شرکت از سرکان می پرسد: «از این که ادا با من کار میکنه ناراحتی چون از من خوشت نمیاد. اینو چجوری حلش کنیم؟ »

سرکان می گوید: «وضعیتی برای حل کردن نیست افه. ادا می خواد با تو کار کنه پس میکنه. منم نمیتونم چیزی بهش بگم. »

افه می گوید: «خوبه که اینطوری فکر میکنی. چون ادا هم به این کار و هم به پولش نیاز داره. وضعیت گل فروشی عمه اش خوب نیست. ادا هم با حقوقش شهریه دانشگاه رو میده. »

سرکان که این را می فهمد فورا به یکی از آشنایانش زنگ می زند تا سفارش زیادی از گلفروشی آیفر بگیرد.

آیفر وقتی این را می فهمد خیلی خوشحال می شود و این موضوع را با ادا در میان می گذارد.

ادا فکری می کند و حدس می زند که این کار حتما کار افه بوده که دیروز وضعیتش را شنیده و فهمیده و به خاطر همین وقتی به شرکت می رود از افه تشکر می کند. افه دلیل تشکر او را نمی فهمد و گیج می شود.

انگین تحقیقاتی که در مورد افه پیدا کرده را به سرکان نشان می دهد. سرکان می فهمد که افه مدتی که در ایتالیا درس می خوانده توانسته فورا یه شرکت تاسیس کند و به خاطر همین معلوم می شود که یک شریک مخفی هم دارد.

سرکان قضیه این شریک مخفی را از افه می پرسد. افه لبخند می زند و می گوید: «پس در موردم تحقیق کردی. اما شریکم مخفی نیست. به زودی میارمش تا باهاتون آشناش کنم. »

آیدان همه چیز را برای روانشناسش تعریف می کند. روانشناس به او می گوید که بیشتر از هرکسی او الان وابسته به ادا شده چون او بوده که خانواده اش را از منجلاب بیرون کشیده و حالا با نبودش بیشتر از همیشه ناراحت است.

وقتی ادا می فهمد که سرکان طرح های او را عوض کرده، با عصبانیت از او می خواهد تا دلیل این کارش را به او بگوید.

سرکان می گوید: «اونجارو ببینی خودت متوجهش میشی. » ادا به زور از او می خواهد تا آنجا را نشانش بدهد و انقدر اصرار می کند که سرکان راضی می شود. ادا از سرکان می خواهد تا درخت های باغ را جابجا نکند چون باعث نابودی شان می شود.

سرکان قبول نمی کند اما وقتی مصمم بودن ادا را می بیند چاره ای نمی بیند.

آیدان به ادا زنگ می زند تا پیشش بیاید که با هم صحبت کنند. ادا می گوید که دوست ندارد پیش او بیاید تا در مورد سرکان صحبت کنند. آیدان با بغض می گوید که موضوع سرکان نیست و از ادا می خواهد فقط کنارش باشد.

وقتی ادا دوباره به جرن در مورد رابطه اش با فرید هشدار می دهد، کمی این موضوع به جرن برمی خورد و می گوید: «من تو زندگی تو دخالت نکردم توام نکن! » ادا فقط می گوید: «من میخوام تو عاقلانه تصمیم بگیری. »

ادا پیش آیدان می رود تا کمک دستش باشد. همان موقع سرکان از راه می رسد و ادا را می بیند و به سمت مادرش می رود و می گوید: «دیگه نمیخوام ادا رو اینجا دعوت کنی مامان. »

آیدان می گوید: «شاید اگه دلیل جداییتون رو میدونست متفاوت تر میشد. » ادا همه صحبت های آنها را می شنود.

امیدواریم از مطالعه خلاصه داستان سریال ترکی تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۳ لذت برده باشید ؛در صورت تمایل به مطالعه خلاصه قسمت بعد به صفحه خلاصه سریال تو در خانه ام را بزن قسمت ۵۴   مراجعه فرمایید .

برای حمایت از الو سریال لینک این مطلب را برای دوستانتان در تلگرام و یا دیگر شبکه های اجتماعی ارسال نمایید .

کانال تلگرام الو سریال

برای عضویت در کانال تلگرام ما کلیک کنید

نکته خیلی مهم : دوستان عزیز ؛ برای حمایت از ما حتما در کانال تلگرام عضو شوید تا بتوانیم با انگیزه بالا این کار سخت و البته دوست داشتنی رو برای شما ادامه دهیم

منبع : الو سریال

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید