خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

[ad_1]

خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه با نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران و با نام های Tierra amarga, Once Upon a Time in Cukurova در ترکیه شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال Murat Saracoglu و Faruk Teber می باشند.

قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

خلاصه داستان سریال ترکی روزگاری در چکوروا

داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های ۱۹۷۰ میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره. دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.

این داستان داستان زندگی ییلمازی است که بخاطر عشقش قاتل شدن رو به جون میخره و داستان زلیخایی که بخاطر عشقش خودش رو مجبور به ازدواجی میکنه که نمیخواد و از طرفی داستان مادر ارباب “هونکار یامان” که برای حفظ گذشته ی پر زرق و برق و همچینین تنها پسرش میجنگه و اربابی که چنان عاشق زلیخا میشه که حتی حاضره برای بدست آوردن عشقش اونو اسیر کنه….

قسمت ۶۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

همه با شنیدن قیمت پیشنهادی ایلماز شوکه می شوند. دمیر میخواهد مقداری بیشتر را پیشنهاد دهد، اما هولیا نمی‌گذارد و به دمیر اشاره میکند که جلب توجه نکند تا آبروی آنها نرود. کوسن به ایلماز فروخته می شود. زلیخا از این قضیه خوشحال است اما خودش را خونسرد و بی تفاوت نشان میدهد. هولیا در سخنرانی خود، از ایلماز بابت کمک بزرگ به خیریه تشکر میکند. وقتی به خانه برمیگردند، دمیر به شدت از ایلماز عصبانی است و از اینکه هولیا اجازه نداد قیمت بیشتر پیشنهاد دهد با او بحث میکند. هولیا سعی دارد دمیر را قانع کند که این کار باعث شک کردن همه می شد و نباید بیش از این نیز برای کوسن هزینه می کردند. دمیر میگوید که اجازه نمی‌دهد هنر پست زلیخا پیش ایلماز بماند. زلیخا با خوشحالی در اتاق به این فکر میکند که ایلماز هنوز او را فراموش نکرده و او را دوست دارد. وقتی دمیر به اتاق می آید، زلیخا چیزی به روی خودش نمی آورد‌. هولیا با فکلی تماس میگیرد تا بابت ماجرای امشب با او بحث کند. آنها با یکدیگر قرار میگذارند و هولیا شبانه پیش فکلی می رود. او دوباره به فکلی هشدار میدهد که او و ایلماز باید از چکوراوا بروند. فکلی از هولیا میخواهد که فکر رفتن آنها را از سرش بیرون کند. هولیا میگوید که او قاتل شوهرش بوده است. فکلی میگوید که او حقیقت را نمی‌داند و اگر روزی حقیقت را بفهمد، متوجه می شود که تمام زندگی اش دروغ بوده است.

او دیگر چیزی به هولیا نمیگوید و می رود. وقتی هولیا به خانه می رود، دمیر در اتاق او منتظر نشسته است. او که میداند هولیا به دیدن فکلی رفته، بابت این کار با هولیا دعوا میکند. هولیا میگوید که فکلی در مورد حقایقی صحبت می‌کرده است و شاید حرف او درست باشد. دمیر توجهی به این حرف نمیکند و می‌گوید اگر باز هم هولیا پیش فکلی برود، او و ایلماز را میکشد. در استانبول، مژگان با پدرش برای شام به رستوران می رود. مژگان تصمیم خودش را گرفته و برای بیمارستان آدانا انتقالی گرفته است. پدرش که از جراحان بنام شهر است، از اینکه از دخترش دور می شود ناراحت است، اما مژگان از او میخواهد که به تصمیمش احترام بگذارد و قبول کند.سریال روزگارانی در چکوروا قسمت ۶۵ صبح روز بعد، زلیخا پنهانی برای صباح الدین ماجرای خرید کوسن را تعریف کرده و با خوشحالی میگوید که ایلماز او را فراموش نکرده و تصمیم دارد پیش او برود و حقایق را بگوید، اما صباح الدین میگوید که به هیچ وجه این کار را نکند. سر میز صبحانه، بسته ای برای دمیر می رسد و او متوجه می شود که ایلماز، کوسن را پس فرستاده است. دمیر به شدت عصبانی می شود و کوسن را آتش می زند و بیرون می اندازد. مژگان به چکوراوا می آید و در حال معاینه اعضای کپر نشین است.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها

سریال ترکی روزگاری در چکوروا سریال ترکیه ای

منبع : جدولیاب

[ad_2]

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید